پاره آجر لازمه؟



روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت زیاد از خیابان خلوتی می گذشت.
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان،

پسرکی پاره آجری را به سمت آن مرد پرتاب کرد.

پاره آجر به اتومبیل آن مرد برخورد کرد. مرد به سرعت توقف کرد و از اتومبیلش پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه سنگینی دیده است.
به طرف پسرک رفت و او را مورد عتاب قرار داد.

پسرک گریان و نالان

بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو جایی که برادر فلجش روی زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک با گریه گفت: آقا انجا خیابان خلوتی است.
برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من چون توانایی بلند کردن او را ندارم برای اینکه شما را متوقف کنم مجبور از پاره آجر استفاده کنم و مرد بسیار متأثر شد...

 

و هرگز

در زندگی آنقدر با سرعت حرکت نکنید که...................

                              دیگران برای جلب توجه شما، پاره آجر به سویتان پرت کنند.

خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند.
اما بعضی از اوقات به او گوش نمی دهیم و با سرعت و همه تلاشمان به دنبال اهداف خود هستیم.
گهگاه برای جلب توجه ما خدا مجبور می شود پاره آجر به سمت ما پرتاب کند

/ 11 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان

[گل] ممنـــــــــــــون از حضورتون در وبلاگ // توتنهایی مثل من // [گل]

احسان

[گل] دیـــــــــــــــــــگه اینجوریه : خیلا تخته گاز میرن : فقط یه دونه سنگ میتونه // اونا رو به خودشون بیاره [گل]

احسان

[گل] چـــــــــــــــــــــــــــــه خبر : خیلی وقته پیشم نیومده بــــــــــودیا [گل]

احسان

[گل] مجادله در ادبیات بر سر یک خال حافظ: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را صائب تبریزی: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را شهریار: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را محمد عيادزاده: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟ و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟ [گل]

SiNA Hp

دروووود[گل] چه خوب که زمین گرد است می روی، آنقدر می روی که باز آنسوی زمین می رسی به من "عباس معروفی"

SiNA Hp

ولی با این ماشینی که گذاشتی آدم خو سرعت میره دیگه! وا! اگه واقعا میخواستی با سرعت مطمئنه بریم باید عکس یه پرایدو میزاشتی[نیشخند] ولی جدا از شوخی پستت جالب و تامل برنگیز بود[پلک][گل]

negar

salam aly bood mersi.[گل]

بارنابا

چقدر موثر .واقعا كه گاهي توي زندگي همه يما به همچين جايي ميرسيم .اي كاش نرسيم

بارنابا

سلام..خيلي وقت بود نظر نذاشته بودم داستان زيبايي گذاشتيد آموزنده بقود مرسي...به منم سر بزنيد..

eensan

B nazare man bhtarin vasile naghlie docharkhe ast ! ham sariee ! ham enghad aroom k adam atrafesho bbine !